شعر: محمدحسن چگنی
حس ّ ِ من
مرطوب نیست.
اگر می چکد
برای ِ زایش ِ زمین است.
برای ِ سوزش ِ شخم های نابارور
کسی حرفی بزند،
دعایی بخواند!
خاک،
بر زانوی خود نشسته است.
استخوان ِ آسمان، در گلو مانده
مرسوم نیست
نفس هایم را
باد ببرد.
مرطوب نیست.
اگر می چکد
برای ِ زایش ِ زمین است.
برای ِ سوزش ِ شخم های نابارور
کسی حرفی بزند،
دعایی بخواند!
خاک،
بر زانوی خود نشسته است.
استخوان ِ آسمان، در گلو مانده
مرسوم نیست
نفس هایم را
باد ببرد.
+ نوشته شده در جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۲ ساعت 3:1 توسط مهدی صیدگر
|
با جسارت وجود خدا را به پرسش بگیر؛