شعر: محمدحسن چگنی

 حس ّ ِ من
مرطوب نیست.
اگر می چکد
برای ِ زایش ِ زمین است.

برای ِ سوزش ِ شخم های نابارور

کسی حرفی بزند،
دعایی بخواند!

خاک،
 بر زانوی خود نشسته است.
استخوان ِ آسمان، در گلو مانده

مرسوم نیست
نفس هایم را
باد ببرد.

شعر:برهان

گریه کردن آرزوی زرد می خواهد

.

گریه شوخی نیست

.

 

گریه کردن مرد می خواهد....