شعر فاضل نظری

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست

 

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

 

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

 

بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

 

باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق

و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست!

 

شعر منیره حسینی

حواست به مدل سرزمینت باشد

نکند از مداد آبی

بهانه ی آسمان بتراشی

آزادی

تنها پرنده ای ست

که در قفس

نفس نمی کشد.

شعر

به هرکسی که می رسی ، می گوید :

آدم فقط یکبار عاشق می شود ..

دروغ است …

تو باور نکن …

مثلاً خود من ، هرروز ، دوباره ، عاشقت می شوم …

شعر سید علی صالحی

وقتی که تو نیستی

 

دنیا

       چیزی کم دارد.....

 

من فکر می کنم در غیاب تو

همه ی خانه های جهان خالی ست،

همه ی پنجره ها بسته است،

اصلا کسی

                 حوصله آمدن به ایوان عصر جمعه را ندارد....

 

واقعا

وقتی که تو نیستی

آفتاب هم حوصله ندارد راه بیفتد

                                          بیاید بالای کوه،

اما دیوارها

تا دل ات بخواهد بلندند

سرپا ایستاده اند

کاری به بود و نبود نور ندارند،

سایه ندارند....

 

من قرار بود

روی همین واقعا

فقط روی همین واقعا

تاکید کنم!

بگویم:

واقعا

        وقتی که تو نیستی

                                  خیلی ها از خانه بیرون نمی آیند...

 

واقعا

وقتی که تونیستی،

من هم

               تنهاترین اتفاق بی دلیل زمین ام......

 

واقعا

وقتی که تونیستی،

بدیهی ست که تو نیستی!

 

شعر سید علی صالحی

با چشم هایت حرف دارم

 

می خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگویم

از بهار،

از بغض های نبودنت،

از نامه های چشمانم...

                           که همیشه بی جواب ماند

باور نمی کنی؟!

تمام این روزها

                  با لبخندت آفتابی بود

اما

دلتنگی آغوشت

                  رهایم نمی کند،

به راستی...

              عشق بزرگترین 

شعر مارگوت بیگل

عشق‌، هدیه‌ است‌...

جان‌دارُ مجسّم‌!

حادث‌ می‌شودُ

تحمیلش‌ نمی‌توان‌ کرد.

قلب‌ را لب‌ْریز می‌کند.

با عقل‌ فهمیده‌ نمی‌شودُ

به‌ چنگ‌ نمی‌آید.

مقدّری‌ست‌ که‌ همه‌ چیز را

دگرگون‌ می‌سازد.

 

عشق‌، هدیه‌ است‌...

تُردترین‌ُ گران‌مندترین‌ِ هَر زنده‌گی‌.

دوست‌ داشتن‌ُ

دوست‌ داشته‌ شُدن‌

وَ از نو شناختن‌ِ هر روز.

 

شعر:اکبر اکسیر

گفتم مرگ، حق است

بنشینم شعری برای مرگ بنویسم

نوشتم، خط زدم

نوشتم، خط زدم

مأیوس نشدم ادامه دادم

نوشتم، خط زدم

۵۴  سال گذشت،

خسته شدم گفتم بروم شعری برای زندگی بنویسم

گور پدر مرگ !

شعر:نجمه زارع

غم که می‌آید در و دیوار، شاعر می‌شود

در تو زندانی‌ترین رفتار شاعر می‌شود

 

می‌نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی

خط‌کش و نقاله و پرگار، شاعر می‌شود

 

تا چه حد این حرف‌ها را می‌توانی حس کنی؟

حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می‌شود

 

تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم

از تو تا دورم دلم انگار شاعر می‌شود

 

باز می‌پرسی: چه‌طور این‌گونه شاعر شد دلت؟

تو دلت را جای من بگذار شاعر می‌شود

 

گرچه می‌دانم نمی‌دانی چه دارم می‌کشم

از تو می‌گوید دلم هر بار شاعر می‌شود

شعر: رسول یونان

در اتاق تاریک

وقتی سیگارم را روشن می کردم

به شعله کبریت خیره ماندم

و این شعر

در ذهنم شکل گرفت

تاریکی را نمی شود به آتش کشید

باید تاریکی را روشن کرد.

شعر:سید مهدی موسوی

گاو، موجود نیمه خوشبختی ست

جفت دارد، کمی علف دارد!

دست سلّاخ چیز برّاقی ست

که به این زندگی شرف دارد

 

عشق، بیماری غم انگیزی ست

جمع یک عضو ج.نـ.سی و عادت

خنده در چند خانه ی دلگیر

گریه با تیک تاک یک ساعت

 

مرگ، اسمی ست شکل یک چاقو

بر سر گاو نیمه خوشبختم

عشق، یک اسم دیگر از آن است

که نشسته ست داخل تختم

 

زندگی بچّه ای بدون توپ

گیج، در یک زمین خاکی بود

باختن بی مسابقه، بی هیچ!

زندگی چیز دردناکی بود

 

شعر


ای پری بی گریه ای شب ها در آغوشم بیا

صیدگر را در پی آهو دویدن میکشد

مهدی سهیلی

شعر :علیرضا روشن

خلال ِ آخر کبريت را

باد!

بگذار سيگارم را روشن کنم

من آرزو به دلم

تو ديگر آزارم نده

شعر; سارا محمدی اردهالی

بداخلاقی عصرهایت
سوزنی است که مخصوصاً نخش نمی‌کنم
من دوست دارم
دکمه‌ی آخر مانتوام باز باشد