شعر:علیرضا آذر

چمدان دست تو و ترس به چشمان من است

این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است



قبل رفتن دو سه خط فحش بده،داد بکش

هی تکانم بده،نفرین کن و فریاد بکش



قبل رفتن بگذار از تهِ دل آه شوم

طوری از ریشه بکش ارّه که کوتاه شوم



.

.

.



بی تو

من با بدن لخت خیابان

چه کنم؟

با غم انگیزترین حالت انسان چه کنم؟

شعر: فاضل نظری

این طرف مشتی صدف آنجا کمی گل ریخته
موج، ماهیهای عاشق را به ساحل ریخته

بعد از این در جام من تصویر ابر تیره‌ ایست
بعد از این در جام دریا ماه کامل ریخته

مرگ حق دارد که از من روی برگردانده است
زندگی در کام من زهر هلاهل ریخته

هر چه دام افکندم، آهوها گریزان‌تر شدند
حال صدها دام دیگر در مقابل ریخته
هیچ راهی جز به دام افتادن صیاد نیست
هر کجا پا می‌گذارم دامنی دل ریخته

زاهدی با کوزه‌ای خالی ز دریا بازگشت
گفت خون عاشقان منزل به منزل ریخته!

جامعه شناسی دین

نظریه امیل دورکیم

دین مظهر قدرت جامعه است.

 

فرانسه بعد از انقلاب به واسطه کشمکش بين سلطنت طلبان و ضد سلطنت طلبان، کاتوليک ها و  مخالفان غيرمذهبي آن ها و تعارض بين سرمايه وکار، رنج وعذاب فراواني را تحمل مي کرد.
بازتاب اين بحران که بر جامعه فرانسه سايه افکنده بود در موجي ازآشوب، خشونت و نارضايتي ديده مي شد. در چنين اوضاع و احوالي
  محافظه کاران آرزوي بازگشت به دين، اقتدار وسلسله مراتب را در سر مي پروراندند; يعني جامعه اي که ثبات گذشته را داشته باشد، ليبرال ها به آزادي و حقوق فردي و استفاده از روش هاي صلح آميز براي رسيدن به جمهوري دموکراتيک، غير مذهبي و آزاد اعتقاد داشتند.

 

ادامه نوشته

شعر:بیژن نجدی

آ فتاب را دوست دارم

به خاطر پیراهنت روی طناب رخت

باران را

اگر که می بارد

بر چتر آبی تو

و چون تو نماز خوانده ای

من خداپرست شده ام...

شعر :گروس عبدالملکیان

با من بگو

چگونه بخندم

وقتی که دور لب هایم را مین گذاری کرده اند

 

ما

کاشفان کوچه های بن بستیم

حرف های خسته ای داریم

 

این بار

پیامبری بفرست

که تنها گوش کند

شعر

از این بیراهۀ تردید  ...  از این بن بست میترسم
من از حسی که بین ما  ...  هنوز هم هست میترسم
ته این راه روشن نیست  ...  منم مثل تو می دونم
نگو باید برید از عشق  ...  نه می تونی نه می تونم
نه می تونیم برگردیم  ...  نه رد شیم ازتو این بن بست
منم میدونم این احساس  ...  نباید باشه اما هست

دارم می ترسم از خوابی  ...  که شاید هر دومون دییدیم
از اینکه هر دومون با هم  ...  خلاف کعبه چرخیدیم
واسه کندن از این برزخ  ...  گریزی غیر دنیا نیست
نمیدونم ولی شاید  ...  بهشت اندازه ما نیست

شعر

ابرها در دست تعمیرند
بادها با خویش درگیرند
هیچ کس پیگیر باران نیست