شعر:احمد شاملو
| نا كرده گناه در جهان كيست؟ بگوي | و آنكس كه گنه نكرد چون زيست؟ بگوي |
| من بد كنم و تو بد مكافات دهي | پس فرق ميان من و تو چيست؟ بگوي |
یه روز باید منُ تو دربارهی این دوست داشتن با هم گَپ بزنیم! راستشُ بخوای من هنوز نفهمیدم منظور از عشق چیه! بهنَظَرَم میاد عشق یه حقّهی گُندهس که واسه سرگرم کردنِ مَردُم ساخته شُده! هَر کیُ میبینی داره از
عشق حرف میزنه: کشیشا، آگهیهایتبلیغاتی، نویسندهها، آدمای سیاسیُ بالاخره اونایی که راس راسی عشق میکنن! من از این کلمهی لعنتی که همهجا وُ تو تمومِ زبونا وردِ دهنِآدماس، متنفّرم!
راه رفتنُ دوس دارم! نوشیدن و دوس دارم! سیگار کشیدنُ دوس دارم! آزادیُ دوس دارم! رفیقمُ دوس دارم! بچّهمُ دوس دارم!
سعی میکنم هیچ وقت کلمهی دوستت دارمُ به کار نَبَرَمُ هیچ وقت به خودم نگم این چیزی که قلبُ روحمُ داغون میکنه عشقه! نمیدونم تو رُدوس دارم یا نه! من به تو فقط با حسِ عاطفهی زندگی نگاه میکنم، نه با عشق! هَر چی فکر میکنم میبینم پدرت رُ هَم هیچ وقت دوستنداشتم! .......از دشمن بزرگ نباید ترسید اما باید از صوفی منشی جوانان واهمه داشت . جوانی که از آرمانهای بزرگ فاصله گرفت نه تنها کمک جامعه نیست بلکه باری به دوش هموطنانش است.
آیا شما جزو کسانی هستید که به راحتی احساسات خود را بیان می کنند یا قادر نیستید احساسات و هیجانات خود را نشان داده و آنها را در درون خود می ریزید؟ ابراز صحیح احساسات نقش مهمی در سلامت روان دارد.
در تعریف خودآگاهی، یکی از ویژگی های انسان سالم، شناخت دقیق احساسات و هیجانات است. در واقع انسان موفق، کسی است که هر لحظه قادر است احساس خود را بشناسد و دلیل آن را پیدا کند چون در صورت نشناختن احساسات، ما قادر نخواهیم بود افکار اشتباه خود را که باعث ناراحتیمان شده تغییر دهیم....
پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند!
جوان با اشاره… به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد… پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند! پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد.
جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید : آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟ افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند،
پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت : چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود…!
بیشتر مردم حتی افراد تحصیلکرده واژه های استرس و اظطراب را به طور مکرر استفاده میکنند اما متاسفانه از تفاوت استرس و اظطراب آگاهی ندارند
استرس :پاسخ نامشخص بدن به رویدادهای مخاطره انگیز است که بدن را به حالت سمپاتیک هدایت می کند و ترشح هورمونهای آدرنالین و کورتیزول را باعث می شود و باعث تپش قلب می شود متاسفانه مقدار کم استرس هم برای بدن مخاطره آمیز است
اظطراب:نگرانی و تشویشی است که فرد احساس میکند در وضعیت بدی قرار دارد و یا اتفاق ناگواری در شرف وقوع است اظطراب به مقدار کم میتواند مفید باشد ولی حالت بیمارگونه آن مخاطره انگیز است
تفاوت استرس و اظطراب: د رمنبع آنهاست بدین معنی که عامل بیرونی باعث استرس میشود یعنی فشار روانی از بیرون بر ما وارد میشود اما در اظطراب، تشویش ها و نگرانیها در درون خود فرد ایجاد کننده ی آن می باشند
هر فرد از مردم شبیه به غلامی است که از خانه اربابش فرار کرده باشد.
آنچه که جزو اصول مقدس و واجب الاحترام شمرده می شود به سختگیری تعبیر می شود هرچه که قاعده و انتظام بود اسباب زحمت نامیده شود دقت و مراقبت به ترس و تهدید تعبیر و میانه روی و قناعت به منزله ی خست تلقی گردد با وجود تقوا اموال خصوصی خزانه عمومی را تشکیل میدهد و خزانه از محل عواید عمومی پر می شود اما در چنین صورتی خزانه عمومی مال اشخاص است و هر کس سعی دارد از این خوان نصیبی به یغما ببرد آن وقت است که جمهوریت به شکل یک لاشه می افتد و قوت او عبارت از نیروی چند نفر زمامدار و لجام گسیختگی عمومی است.......!!!
هر جامعه ای دارای تاریخچه مربوط به خود است و تقریبا هیچ جامعه ای نیست که از آلوده شدن به تغییر در امان مانده باشد. در حالی که بعضی از تغییرات از درون و در چارچوب فرهنگ خودی است . بعضی دیگر محصول ابتکارات بیرونی و خارجی است و به طور مستقیم یا غیرمستقیم از عوامل و عناصر بیرونی الهام ونشأت می گیرد. همین طور بعضی از تغییرات برنامه ریزی شده و هدفدار و بعضی دیگر برنامه ریزی نشده و بدون هدف هستند> بعضی از تغییرات یک بار اتفاق می افتد و بعضی دیگر به کرات اتفاق می افتد . بعضی از تغییرات اگرچه در یک بعد از فرهنگ ظاهر می شود ولی در اجزاء دیگر اشاعه می یابد> در حالی که بعضی تغییرات دیگر قابل اشاعه نیست> از این رو آشنایی با طبیعت و چگونگی> محتوا > میزان و جهت تغییر یا تغییراتی که در جامعه در حال وقوع است ضروری می نماید و از دیدگاه جامعه شناسان دارای اهمیت و ارزش مثبتی است