....چون تقوا و فضیلت از بین برود جاه طلبی  که جزو خصایل فطری بشر است بر انسان مستولی می گردد.و خست و پستی برای جمع اوری مال در دلها جای می گیرد موضوع تمایلات عوض می شود و آن وقت انسان بوالهوس می شود و هر لحظه مایل است چیزهای جدیدی بدست آورد مردم آنچه را که دوست می داشتند دیگر دوست نمی دارند.سابقا با تبعیت از قانون آزاد بودند ولی در چنین وضعیتی می خواهند بر خلاف قانون رفتار کنند و آزاد باشند.

هر فرد از مردم شبیه به غلامی است که از خانه اربابش فرار کرده باشد.

آنچه که جزو اصول مقدس و واجب الاحترام شمرده می شود به سختگیری تعبیر می شود  هرچه که قاعده و انتظام بود اسباب زحمت نامیده شود دقت و مراقبت به ترس و تهدید تعبیر و میانه روی و قناعت به منزله ی خست تلقی گردد با وجود تقوا  اموال خصوصی خزانه عمومی را تشکیل میدهد و خزانه از محل عواید عمومی پر می شود اما در چنین صورتی خزانه عمومی مال اشخاص است و هر کس سعی دارد از این خوان نصیبی به یغما ببرد آن وقت است که جمهوریت به شکل یک لاشه می افتد و قوت او عبارت از نیروی چند نفر زمامدار و لجام گسیختگی عمومی است.......!!!