فيل سبز

فکر های بزرگی درسرم هست،

ژل به ژولیدگیم می زنم.

و به موهایم آرایش نظامی می دهم.

سگ می شوم توی خیابان

پاچه ی مانکنی را می گیرم.

- فیل آدمخوار!؟

نه- نه

آدم فیل خوار !!

-این را پلیس توی بلندگوی دستیش گفت-.

کلرفیل

یعنی به هندی فیل سبزی هستم

که روی کرت برنج کافر شده

خرطومم را روی شقیقه می گیرم

شلیک می کنم

گل وکمی خون هندی.

فیلهای بزرگی که درسرم بودند رم کردند.