فرماندار ایالت ماساچوست نامزد انتخابات دوره‌ی دوم بود و سخت تلاش می‌کرد که برای دوره‌ی دوم انتخاب شود. او از نخستین ساعات روز انتخابات به فعالیت‌های انتخاباتی مشغول بود. ناهار نخورده بود و با عجله و آخر وقت خود را به ناهاری که در کلیسا خیرات می‌کردند، رساند. وقتی که فرماندار بشقاب خود را دراز کرد تا غذا دریافت کند، خانم توزیع‌کننده یک تکه مرغ در آن گذاشت. فرماندار گفت: «ببخشید، ممکن است یک تکه‌ی دیگر مرغ به من بدهید؟»

زن جواب داد: «متأسفم، هر نفر یک تکه

فرماندارگفت: «مرا نشناختید؟ من فرماندار این ایالت هستم

و زن در جواب گفت: «من هم مسئول توزیع غذا هستم. لطفاً حرکت کنید