اکنون که تیغ بر قوزک عقرب
سائیده ام
برآنم
که گرگ شب را بوسه دهم
و برگردم به تابوتم
بگذار در خم آخر
تو را به راه بیاورم
ای آزاده ابر بی سرانجام!